راه رونده معنی انگلیسی peripatetic walker واژههای انگلیسی با این معنی saltigrade با جست راه رونده، کارتنه اي که باجست وخيزراه ميرود orthograde راه رونده با بدني راست و عمودي. gradient شيب خيزوافت نسبي درگرماسنج ومانندان، راه رونده، شيب دار walker گردش کننده، راه رونده، راه رو gressorial درخور راه رفتن، راه رونده digitigrade پنجه رو، باپنجه راه رونده، جانورپنجه رو somnambulant خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب. somnambular خوابگرد، در خواب راه رونده، معتاد به راه رفتن در خواب. peripatetic ارسطويي، وابسته به ارسطو، راه رونده walking گردش، قدم زني، گام زني canter رياکار، زهدفروش، چهارنعل