رخت معنی انگلیسی apparel clothes clothing costume furnishings garment raiment wash واژههای انگلیسی با این معنی apparel رخت، اسباب، لوازم toggery رخت، جامه togs رخت، جامه cloakroom رخت کن.، مستراح عمومي dud رخت کهنه، رخت وپخت، ژنده bathrobe رخت حمام، رب دشامبر، قديفه coat-hanger رخت اويز، چوب رخت floccillation رخت سايي clotheshorse رخت پهن کن، کسي که بيش از حد به لباس و ظاهر خود توجه، دارد decamp رخت بربستن، کوچيدن، گريختن fullers earth گل رخت شويي، گل سرشوي powder blue نيل رخت شويي، گرد لاجوردفرنگي laundries رخت شوي خانه، رخت هاي شستني laundry رخت شوي خانه، رخت هاي شستني washboiler ديگ رخت شوئي coat hook قلاب رخت آويز hanging rod ميله رخت آويز blueing نيل (در رخت شويي) bluing نيل (در رخت شويي) vesturer (در کليسا) رخت دار، خزانه دار hard water اب نمک دار که نتوان دران رخت راصابون زد vesture جامه، رخت، پوشاک clothes جامه، رخت، پوشاک enwraps جامه، رخت، پوشاک