رستگاری معنی انگلیسی deliverance felicity redemption salvation success واژههای انگلیسی با این معنی salvation رستگاري، نجات، (مايه) جلوگيري از زيان يا اسيب salvational رستگاري، نجات، (مايه) جلوگيري از زيان يا اسيب redemptory رستگاري بخش. soteriology رستگاري شناسي، مبحث نجات رستگاري. salvific رستگاري آفرين، موجب آمرزش salvationism اعتقاد بلزوم رستگاري از گناه . good genius روح يافرشته اي که رستگاري شخص رافراهم، ميکند solifidian کسيکه معتقد است که ايمان تنهامايه رستگاري، است deliverance رهايي، رستگاري، نجات sacramentalism اعتقاد به پيروي از مراسم ديني جهت، رستگاري. limitarian کسيکه معتقد است بخش محدودي از مردم گيتي، رستگاري روحاني خواهند داشت reprobate مردود دانستن، رد کردن، از رستگاري محروم کردن partialist طرفدار، آدم متعصب، کسيکه معتقد است به اينکه رستگاري روحاني emancipation ازادي، رهايي، رهاسازي universalism اصل عموميت، کليت، عام گرايي