رسم کردن معنی انگلیسی describe draft draw introduce limn rough trace واژههای انگلیسی با این معنی delineate طرح کردن، کشيدن، رسم کردن delineative طرح کردن، کشيدن، رسم کردن erect راست کردن، بلندکردن، افراشتن antiquate کهنه کردن، برانداختن، منسوخ کردن antiquation کهنه کردن، برانداختن، منسوخ کردن