رسمی کردن معنی انگلیسی formalize واژههای انگلیسی با این معنی formalize رسمي کردن، رسميت دادن، سر و صورت دادن natarize دفتر اسناد رسمي را اداره کردن، محضر داري کردن، گواهي رسمي کردن. officialize رسميت دادن، رسمي کردن weigh in وزن کردن سوارکار و زين و يراق پسازمسابقه، وزن کشي، وزن کردن رسمي شکار با تيروکمان institutionalize در موسسه يا بنگاه قرار دادن، در بيمارستان بستري کردن، تبديل به موسسه کردن accord (.vt.& vi): جورکردن، وفق دادن، اشتي دادن pourparley جلسه غير رسمي براي مذاکره در اطراف عهد، نامه يا موافقت نامه، تبادل نظر کردن. historify وقايع نگار، مورخ رسمي، تاريخ نويس legalize تصديق کردن، رسمي شناختن، اعتبارقانوني دادن reprimand سرزنش، رسمي، توبيخ رسمي