رسیدن معنی انگلیسی advent accession arrive come gain pass reach realize regain واژههای انگلیسی با این معنی ripen رسيدن، عمل آمدن، آماده شدن arrive رسيدن، وارد شدن، آمدن maturate رسيدن، نرم شدن overtake رسيدن به، فرا رسيدن به، گير آوردن overtaken رسيدن به، فرا رسيدن به، گير آوردن befall در رسيدن، اتفاق افتادن، رخ دادن (براي) befallen در رسيدن، اتفاق افتادن، رخ دادن (براي) befell در رسيدن، اتفاق افتادن، رخ دادن (براي) bechance در رسيدن، اتفاق افتادن attain رسيدن به، نائل شدن به attainableness رسيدن به، نائل شدن به reach رسيدن به، رساندن به run out باخر رسيدن، خسته شدن، مردود شدن. forereach فرا رسيدن به، گذشتن از handed down به تواتر رسيدن grow up به سن بلوغ رسيدن mail call رسيدن نامه يا پست، دريافت نامه از پستخانه wall-up رسيدن موج به حداکثر اوج attainability امکان رسيدن يا نيل بچيزي dead-heat همزمان به خط پايان رسيدن make weight سر وزن رسيدن در بوکس و کشتي، سر وزن رسيدن وزنه بردار boudgeting ميزان رسيدن داده ها در مودم ultimogeniture اصول رسيدن ميراث به فرزند کهتر، حق کهتري unidirectional soldification روشي براي رسيدن به مواد تک بلوري