رمق معنی انگلیسی sap spryness واژههای انگلیسی با این معنی spent بي رمق، نيروي خود را از دست داده، از پا درامده thewless بي رمق، بي حال anergic schizophrenic اسکيزوفرن بي رمق burned-out schizophrenic اسکيزوفرن بي رمق zip فشرده شده، در هم پيچيده، زيپ لباس refocillate تجديد حيات کردن، بخود اوردن، بهوش اوردن overweary زياده خسته کردن، خسته شدن، واماندن