رنگ و روغن معنی انگلیسی oil color واژههای انگلیسی با این معنی refinisher رنگ و روغن کار. varnish روغن جلا، روغن کمان، رنگ و روغن applique مورد استفاده قرار گرفته، تکه دوزي، نقاشي رنگ و روغن روي ظرف فلزي grnish مزين کردن، نقش رنگارنگ، کردن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي overcolour زياد لعاب دادن، زياد آب و روغن دادن، اغراق آميزکردن