روایت معنی انگلیسی account legend narration story version واژههای انگلیسی با این معنی narrative نقل، روايت، داستان narration نقل، روايت، حکايت narrate حکايت کردن، روايت کردن، گفتن exemplum حکايت، قصيده، روايت tradition حديث، خبر، روايت traditinal حديثي، مبني بر حديث يا خبر، روايت شده storied نقل شده، حکايت شده، روايت شده traditionary حديثي، روايتي، نقلي cabbala قبالا، تفسير رمزي توريه، رازياعلم نهاني cabbalah قبالا، تفسير رمزي توريه، رازياعلم نهاني story حکايت، داستان، قصه