روده
معنی انگلیسی
intestine
واژههای انگلیسی با این معنی
- gut روده، تنگه، گردنه
- garbage روده، فضولات، پس مانده
- intestinally روده، دروني، داخلي
- intestine روده، دروني، داخلي
- bowel روده، شکم، اندرون
- splanchnic روده اي، امعائي، احشايي
- entrails روده ها، امعاء، درون
- intestinal روده اي، روده دار
- enteral روده اي، امعايي.
- enteric روده اي، امعائي
- alvine روده اي، شکمي
- cecum روده کور، اعور.، بخش کيسه مانند اندام يا مجرا
- jejunum تهي روده، معاء صائم، ژژونوم.
- mesentery روده بند، حاويه، ماساريقا
- ascarid کرم روده، کرم سفيد، کرمک
- jerjunum روده تهي، معاصائم
- caecum روده کور
- ceca روده کور
- cecal روده کور
- enterectomy روده بري
- enterocele فتق روده
- enterovirus روده ويش
- recta روده راست، راست روده، معامستقيم
- rectum روده راست، راست روده، معامستقيم