روشن شدن معنی انگلیسی clear kindle light واژههای انگلیسی با این معنی retrofire روشن کردن يا شدن، محترق کردن يا شدن، افروزش epexegetically براي روشن شدن معني، براي توضيح، منباب توضيح light period دوره تناوب روشنايي چراغ دريايي، دوره تناوب روشن شدن فار دريايي boost phase مرحله دوم پرتاب موشک، مرحله روشن شدن موتور مرحله دوم power up روشن کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام روشن شدن برق توسط، يک پردازنده کامپيوتر به اجرا در مي آيد dawn فجر، طلوع، روشن شدن brighten روشن کردن، زرنگ کردن، روشن شدن continuity light وسيله ساده اي براي آزمايش پيوستگي يک، مدار که پيوسته بودن مغئر الکتريکي را، با روشن شدن يک لامپ نشان ميدهد clarifies صاف کردن، پالودن، تصفيه کردن clarify صاف کردن، پالودن، تصفيه کردن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي autoexec-bat در DOS يک فايل دسته اي است که هنگام روشن، شدن کامپيوتر يا شروع مجدد کار دستگاه، فعال مي شود alight پايين امدن، پياده شدن، قرار گرفتن alit پايين امدن، پياده شدن، قرار گرفتن