رونده
معنی انگلیسی
marcher
واژههای انگلیسی با این معنی
- goer رونده
- progressive پيش رونده، مترقي، ترقي کننده
- stolon رونده ساق، ساقه ي رونده، زاينده ستاک
- prevenient پيش رونده، پيشين، جلو گيري کننده
- traveling wave موج رونده
- ascending بالا رونده، صعود کننده، فرازي
- ascendant بالا رونده، صعود کننده، حکم فرما
- ascendent بالا رونده، بلندي، طالع
- ascensive بالا رونده، پيش رونده
- liana بالا رونده، دار دوست
- vacationist مرخصي رونده، گشتگر ايام تعطيلات.
- outgoing بيرون رونده، صادر شونده
- jerky نامنظم رونده، تشنجي، متناوب
- retreating blade تيغه پس رونده
- rattan درخت نخل رونده، چوب اين درخت نخل مانند
- saltigrade با جست راه رونده، کارتنه اي که باجست وخيزراه ميرود
- encyclic بدست چندنفر رونده، عمومي، دوري
- encyclical بدست چندنفر رونده، عمومي، دوري
- running part قسمت رونده (طناب)
- slouchy دولا دولاراه رونده، خميده، تنبل
- protected passed pawn پياده رونده محافظت شده
- vacationer (vacationist) مرخصي رونده، گشتگر ايام تعطيلا ت.
- passed pawn پياده رونده يا پاسه شطرنج
- united pressed pawns پياده هاي رونده متصل شطرنج