ریزش کردن معنی انگلیسی pour واژههای انگلیسی با این معنی fail out ريزش کردن irrigation ابياري، شستشو، گندزدايي بوسيله شستشو flux جريان، ريزش، سيل flood سيل، طوفان، مد infusion ريزش، القا، تزريق sprinkle پاشيدن، افشاندن، ترشح کردن gleet تراوش سوزاکي، ورم مجراي بول، ريزش مخاط spill ريزش، عمل پرت کردن