زایش معنی انگلیسی bearing birth breeding childbearing childbirth generation parturition واژههای انگلیسی با این معنی nativities زايش، پيدايش، ولادت (مسيح) زايچه nativity زايش، پيدايش، ولادت (مسيح) زايچه birth زايش، تولد، پيدايش natal day روز زايش، روز ولادت يامولود palingenesis زايش زانو، پيدايش تازه، نوسازي aborning در حال زايش، در بدو تولد، در حال تولد net birth rate نرخ خالص زايش، آهنگ خالص زايش natalities شماره زايش هادر يک مدت معين، آمارزايشي، حساب متولدات natality شماره زايش هادر يک مدت معين، آمارزايشي، حساب متولدات monogenetic وابسته به تک زايش يا رويش زادگي، تک زايشي، رويش زايشي parish register دفترثبت زايش هاو عروسي هاودرگذشت هاي يک بخش procreation توليد، زايش، ايجاد zygogenesis يوغ زايي، يوغ زايش، جفت زايي procreator (procreation) موجد، سازنده، زايش