زایمان معنی انگلیسی birth childbearing childbirth delivery labor maternity parturition واژههای انگلیسی با این معنی childbed زايمان، وضع حمل childbirth زايمان، وضع حمل labor pain درد زايمان Lucina الهه زايمان، زائو، ماما. oxytocic زايمان انگيز stillbirth زايمان بچه مرده، مرده زاد، جنين مرده بدنيا امده stillborn زايمان بچه مرده، مرده زاد، جنين مرده بدنيا امده lie in در بستر زايمان بودن، ارزيدن، تمام شدن. cesarean زايمان از راه پاره کردن شکم مادر caesarian زايمان از راه پاره کردن شکم مادر.، مربوط به عمل سزارين يا شکافتن رحم و، دراوردن بچه lying in دوران استراحت ونقاهت بعد از زايمان، در بستر خوابي، دوره نفاس. toco- پيشونديست به معني ((زايمان)) ((وضع حمل)) که به، کلمات ديگر ميچسبد. toko- پيشونديست به معني زايمان که به کلمات ديگر ميچسبد. down-lying خوابيدگي، زايمان throe بيشتر، درد زايمان، رنج tocology علم مامايي، مبحث زايمان ومامايي. tokology علم مامايي، مبحث زايمان ومامايي. deliveries تحويل، تسليم، زايمان delivery تحويل، تسليم، زايمان OB. = obstetrics، مامائي، بخشي از علم طب که با آبستني و زايمان سر و MC clintock's sign نشانه مک کلينتوک، ضربان نبض زائو متجاوز از 100 بار، که يکساعت از زايمان يا بيشتر ديده ميشود اين نشانه labouring کارکن، کارگر، دردکش pain درد، زحمت، مصيبت