زبان بازی معنی انگلیسی cajolery casuistry chicanery glibness واژههای انگلیسی با این معنی prevarication زبان بازي، حيله بازي در سخن، پيچيده گويي mountebankery زبان بازي، چاچول بازي double talk چاپلوسي و زبان بازي، جمله دو پهلو. charlatanism چاچول بازي، زبان بازي quackery چاچول بازي، زبان بازي palter در پهلو سخن گفتن، زبان بازي کردن، درسخن حيله بازي کردن quibble نيرنگ درسخن، نکته گيري بمنظورطفره، زبان بازي sophistries سفسطه، مغالطه، زبان بازي sophistry سفسطه، مغالطه، زبان بازي empiricism طبابت تجربه اي، علاج تجربه، زبان بازي equivocate دوپهلوحرف زدن، سخن اب بردارگفتن، زبان بازي کردن dodge ازجاي خودبيک سورفتن، گريز زدن، زبان بازي کردن prevaricate دو پهلو، حرف زدن، زبان بازي کردن empirically ازروي ازمايش وکار، ازراه مشاهده، بطورغيرعلمي