زرد کردن معنی انگلیسی yellow واژههای انگلیسی با این معنی flame-braze زرد جوش کردن luteinize توليد جسم زرد تخمدان را تشديد کردن، جزو جسم زرد تخمدان شدن lutenize موجب ايجاد جسم زرد(در تخمدان) شدن، جسم زرد ايجاد کردن. tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي Tan دباغيکردن، خرماييکردن، سوخته اي کردن buff چرم گاوميش، چرم زرد خوابدار، ضربت wanly (wandly) رنگ پريده، کم خون، زرد ginger زنجبيل، تندي، حرارت