زره پوش
معنی انگلیسی
ironclad
واژههای انگلیسی با این معنی
- iron clad زره پوش، آهن پوش، آهن دار
- ironclad زره پوش، اهن پوش، سفت
- iron-clad زره پوش، کشتي زره پوش
- armour-clad زره پوش، زره دار
- mailed زره پوش، مسلح
- armored car زره پوش
- iron-clothe زره پوش
- steel clad زره پوش
- steel-clad زره پوش
- splinter deck پل زره پوش ناو
- ironclad solenoid سولنئيد زره پوش
- insulation shielding زره پوش کردن عايق بندي
- protective deck پل زره پوش ناو (دريايي)، پل حفاظتي نا
- splinter screen پوسته زره پوش اطراف پل فرماندهي ناو
- armoring غلاف دار، زره پوش، زرهي
- armour-plated زره دار، زره پوش
- mail زره، زره پوش کردن، جوشن
- armor زره، جوشن، زره پوش کردن
- armour زره، جوشن، زره پوش کردن
- plated اب داده، روکش دار، اندوده
- monitor مبصر، خليفه، اندرزگر
- plastron زره سينه، سينه پوش، پيش سينه مردانه
- caparison تجهيزات اسب، زين پوش، زره
- epauliere زره شانه، شانه پوش