زودباور معنی انگلیسی bumpkin gullible trustful trusting واژههای انگلیسی با این معنی trusting زودباور، ساده دل، خوشبين credulous زودباور، ساده لوح، ناشي از زودباوري easy of belief زودباور gobemouche ادم زودباور، ساده لوح gudgeon ماهي ريزقنات، ادم زودباور، ساده لوح softy پسر ضعيف وزن نما، ادم ضعيف وسست عنصر.، زودباور flexible خم شو، پيچ خور، رام شو