زیر پا معنی انگلیسی underfoot واژههای انگلیسی با این معنی underfoot زير پا، درزير ball of toe گوشت زير پنجه پا shankpiece چرم زير قسمت منحني پا. breakfall قرار دادن بازوان و پا در زير بدن هنگام، افتادن (جودو)، فن اوکه مي double leg زير دو خم با عوض کردن دست با مايه يک پا، رو کار، زير دو خم خورجين تکان (کشتي) scaffold board تخته چوب بست، تخته زير پا stepping stone جاپا، سنگ زير پا. downwash فشار باد به سمت پايين، باد زير پا (هوايي) trample پايمال کردن، پامال کردن، زير پا له کردن saber-legged پا شمشيري، داراي مفصل خرگوشي با زاويه اي بسته تر، از معمول بطوريکه پاهاي عقبي اسب خوب زير بدن قرار stilt چوب پا، ميله، پادراز goofy احمق، کارنکن، از زير کار دررو sole کف پا، زيره، تخت کفش