زیرآبی
معنی انگلیسی
underwater
واژههای انگلیسی با این معنی
- underwater زيرآبي، در عمق آب
- pilling سد زيرآبي
- depth bomb بمب زيرآبي، بمب عمل کننده در زير آب
- ash can بمب زيرآبي
- underneath swimming شناي زيرآبي
- underwater demolition تخريب زيرآبي، تخريب ضد زيردريايي، تخريب موانع زيرآبي
- deep jeep خودرو زيرآبي، جيپ زيرآبي (دريايي)
- deep water waves موجهاي زيرآبي
- depth charge armor روکش بمب زيرآبي، حفاظ بمب زيرآبي
- ambient noise نوعي صداي زيرآبي، صداي اطراف
- wet fly طعمه ماهيگيري زيرآبي
- triplane target هدف کش زيرآبي (دريايي)
- deep minefield ميدان مين عميق زيرآبي (دريايي)
- k gun سکوي پرتاب بمب زيرآبي (دريايي)
- deep creep attack تک ناگهاني با بمب زيرآبي (دريايي)
- horned scully مانع افقي زيرآبي که براي سوراخ کردن، بدنه کشتيها کار گذاشته مي شود و معمولا، با بتون و تيرآهن ساخته مي شود
- depth charge خرج عميق، خرج زيرآبي، بمب زيرآبي
- flooder غرق کننده جعبه مين، غرق کننده محفظه مين زيرآبي
- subsurface زيرسطحي، زيردريايي، زيرآبي
- ashcan سطل زباله، اشغالدان.، بمب زيرآبي
- scarp صخره، اسکارپ، صخره زيرآبي
- torpex نوعي مواد منفجره که از مخلوط تي ان تي و، سيکلونيت و پودر آلومينيوم تشکيل مي شود، و معمولا در اژدرهاي دريايي و مين و بمبهاي