سازمان سیاسی معنی انگلیسی polity واژههای انگلیسی با این معنی apparat سازمان، سازمان سياسي apparatchik عضو بلند پايه، عضو هر سازمان سياسي، عضو سازماني politicalize سياسي کردن، داراي سازمان سياسي کردن، تدبيرگاني کردن