ساکن کردن معنی انگلیسی domicile settle واژههای انگلیسی با این معنی Teutonize ساکن المان کردن، به الماني ترجمه کردن. staticize ايستا ساختن، ساکن کردن. settle نشاندن، قراردادن، جادادن abide ايستادگي كردن، پايدار ماندن، ماندن occupies اشغال کردن، تصرف کردن، ساکن شدن از occupy اشغال کردن، تصرف کردن، ساکن شدن از populate اباد کردن، پر جمعيت کردن، معمور کردن abhide ساکن شدن، ماندن، ثابت بودن live زندگي کردن، زندگاني کردن، زنده بودن dwell ساکن بودن (ياشدن)، منزل داشتن، مسکن داشتن indwell جا گرفتن (در) جايگير شدن، اشغال کردن، ساکن شدن