سبیل معنی انگلیسی mustache mustachio واژههای انگلیسی با این معنی moustache سبيل، بروت side whiskers سبيل چخماقي. palp شاخک حساس، سبيل palpi شاخک حساس، سبيل palpus شاخک حساس، سبيل mustache بروت، سبيل mustachio بروت، سبيل palpiform شاخک مانند، سبيل وار blackmailer اخاذ، باج سبيل خور. bristling براي راست شدن و تقسيم کردن مو و ريش و، سبيل زبر و پرمو استفاده ميشود . whisker ريش صورت يا موي گونه (دربرابر ريش چانه، وسبيل)، سبيل handlebar دسته دو چرخه، فرمان.، سبيل چخماقي racketeer اخاذي به تهديد، گرفتن پول از سوداگران بزور و تهديد، باج سبيل ستاني sop نان تريد کرده، نان خيسانده، نواله