سخت کننده
معنی انگلیسی
stiffener
واژههای انگلیسی با این معنی
- consolidant سخت کننده، محکم کننده، يک پارچه کننده
- indurative سخت کننده، سفت کننده، پينه دار کننده
- chilled roll نورد سخت کننده
- durdgery کار سخت وخسته کننده، جان کني.
- plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار، يا خرج تلاش
- aggravating بدتر کننده، سخت کننده، شديد کننده
- intensive تشديدي، تاکيدي، سخت کننده
- VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard
- controlled environment محيطي که در آن کميتهايي از قبيل دما فشار، ترکيباتمسفري تابشهاي يونيزه کننده و ميزان، رطوبت در مقادير مناسب براي موجودات زنده
- Carborundum نام تجارتي مواد بسيار سخت که در ساختن، سنباده و تيز کننده ها به کار ميرود
- humming وزوزکننده، زمزمه کننده، سخت
- raging طغيان کننده، سخت، شديد
- resistant تاب آور، بامقاومت، مقاومت کننده
- resistent تاب آور، بامقاومت، مقاومت کننده
- insistent مصر، اصرار کننده، پافشا اري کننده
- perishing کشنده، هلاک کننده، سخت
- searching جستجو کننده، بازرسي کننده، سخت
- excruciating ازاردهنده، اذيت کننده، سخت