سخنوری معنی انگلیسی oratory utterance واژههای انگلیسی با این معنی declamation سخنوري، سخن راني باکوشش درفصاحت declaim سخنوري کردن، فصيحانه سخن گفتن، رجزخواني کردن elocution شيوه سخنوري، حسن تقرير، طرزبيان elocutionary وابسته بشيوه سخنوري، مربوط بحسن تقرير eloquence فصاحت، سخنوري، سخن پردازي outtalk بهتر يا بلندتر صحبت کردن، ماهرانه حرف زدن، در سخنوري پيشي گرفتن