سخنگو (زن) معنی انگلیسی spokeswoman واژههای انگلیسی با این معنی forelady زن سخنگو ورئيس درهيئت منصفه، ليدرزن. speaking صحبت، حرف (زدن)، سخنراني speaker گوينده، حرف زن، متکلم prolocutor رئيس، حرف زن، ترجمان