سر بالا معنی انگلیسی steep upturned واژههای انگلیسی با این معنی checkerein لگام براي بالا يا عقب کشيدن سر اسب snubby روبه بالا، سر بالا، بياعتنا overprotect بيش از حد نياز آنها سرپرستي کردن، آقا بالا سر شدن، فزون تيماري کردن overhead بالا، در بالاي سر، درهوا above در بالا، بالاي، بالاي سر head piece کلاه، سرصفحه (درکتاب)، ارايش streamer ستون نور که از افق بالا آيد، نواري که يک سر آن بجائي باشد و سر ديگر آن، در هواست indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس) top سر، نوک، فرق headboard تخته ي سر، تخته ي بالا تختي