دیکشنری فارسی

head piece

معنی فارسی

کلاه ، سرصفحه (درکتاب)، ارايش ، هوش ،

ادراک ، ادم باهوش ، قسمت بالا، سر،

هر التي که روي سر قرار ميگيرد.

مترادف‌ها

noun
1. Helmet, helm, morion, casque, armor for the head.
2. Head, brain, seat of understanding, understanding.
3. (Printing.) Ornament at the heading.

واژه‌های دیگر با معنی «کلاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن