cappa US'kæpə معنی فارسی کلاه . واژههای دیگر با معنی «کلاه .» cap کلاه، کلاه آفتاب گردان داروبي لبه، شبکلاه head piece کلاه، سرصفحه (درکتاب)، ارايش hat کلاه، کلاه دارکردن، کلاه مطراني برسر (کسي) گذاشتن biggin کلاه، شبکلاه، کلاه کودک uncovered بي کلاه، سر برهنه، بي پوشش panache پر کلاه، پرخود، تل pompom گل کلاه، گل کفش، منگله pompon گل کلاه، گل کفش، منگله night-cap شب کلاه miyred کلاه دار، تاج دار، عمامه دار