دیکشنری فارسی

uncovered

UKʌnkʌvəd USən'kʌvəd

معنی فارسی

بي کلاه سر برهنه بي پوشش بي حفاظ بي سقف بي بيمه بي تضمين

معنی کامل و مثال‌ها

/-kuv´ǝrd/adj.

● بی کلاه، سر برهنه

● بی پوشش، بی حفاظ، بی سقف

● بی بیمه، بی تضمین

ریشه و کاربرد

ریشه

From the prefix 'un-' meaning 'not' + 'covered', past participle of 'cover'.

مثال

  • The uncovered truth was shocking to everyone.
  • The detective uncovered the evidence that solved the case.
  • The uncovered painting was a masterpiece.

ترکیب‌های رایج

Uncovered truth Uncovered evidence Uncovered painting Uncovered pot

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not covered with clothing “her exposed breast”

واژه‌های دیگر با معنی «بي کلاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن