سر زدن به معنی انگلیسی visit واژههای انگلیسی با این معنی head butt با سر به حريف زدن suck wheels رکاب زدن پشت سر دوچرخه سوار ديگر به، منظور کاستن از فشار هوا indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس) aggregate جمع کردن (يا شدن)، بالغ شدن بر، سر زدن به aggregator جمع کردن (يا شدن)، بالغ شدن بر، سر زدن به underhook خيمه و رکبي زدن، گرفتن سر حريف با دست، راست tuch لمس کردن، تماس دادن با، متاثر کردن tease سر به سر گذاشتن، جر زدن، اذيت کردن teasingly سر به سر گذاشتن، جر زدن، اذيت کردن