دیکشنری فارسی

teasingly

UKtiːziŋliː US(noun) ['ti:zəŋlı

معنی فارسی

سر به سر گذاشتن ، جر زدن ، اذيت کردن ،

بستوه آوردن ، عاجز کردن ، شانه کردن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a playfully teasing manner “You hate things to be out of order, don't you?' she said teasingly” “Derived from adjective: teasing”

واژه‌های دیگر با معنی «سر به سر گذاشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن