سر و کار معنی انگلیسی traffic truck واژههای انگلیسی با این معنی gyniatrics بخشي از طب که با بيماريهاي زنانه سر و کار، دارد، زن درماني cetology بخشي از جانورشناسي که با والسانها، سر و کار دارد .، والسان شناسي newsperson گزارشگر، کسي که با گردآوري و خبر پراکني سر و کار، دارد affair کار، امر، کار و بار fuck گاييدن، سپوختن.، سر به سر گذاشتن boathook نيزه ي بلندي که يک سر آن قلاب فلزي دارد و در، راندن قايق والوار شناور به کار ميرود . OB. = obstetrics، مامائي، بخشي از علم طب که با آبستني و زايمان سر و idle بي کار، تنبل، بيهوده