سرازیر معنی انگلیسی downgrade downhill inclined واژههای انگلیسی با این معنی steep سرازير، تند، سراشيب declivitous سرازير، شيب دار declivous سرازير، مايل aslope سرازير steepen سرازير شدن، تند شدن، سرازير کردن sloper سرازير کننده . sidehiller ضربه اي که گوي از شيب در چمن نرم سرازير، مي شود (گلف) rollway لوله اي که در آن کنده ها را به رودخانه سرازير، ميکنند sloping سراشيب، سرازير، مايل nutant پايين افتاده، سرازير deflexed روبه پايين، سرازير whipstall بالا روي با شيب زياد و خاموش کردن موتور و، سرازير کردن ناگهاني هواپيما siphon زانويي : لوله خميده براي تهي کردن آبگونه اي، از ظرفي بيآنکه آنرا سرازير کنند syphon زانويي : لوله خميده براي تهي کردن آبگونه اي، از ظرفي بيآنکه آنرا سرازير کنند coast کنار، ساحل، سريدن talus scree سرازيري، سراشيبي، شيب chute افت، ريزش، شيب تند در رودخانه prone روبزمين، دمر، خوابيده slanting کج، يک بر، مايل