سراسیمگی معنی انگلیسی embarrassment fuss واژههای انگلیسی با این معنی flurries اشفتگي، سراسيمگي، اشوب flurry اشفتگي، سراسيمگي، اشوب confusedly ازروي دست پاچگي، سراسيمگي pell-mell بطور درهم برهم، سراسيمه، درهم برهم confusion درهم برهمي، اغتشاش، پريشاني embroilment ميانه بهم زني، فتنه انگيزي، نزاع agitation آشفتگي، اضطراب، تشويش