سفارش
معنی انگلیسی
order recommendation
واژههای انگلیسی با این معنی
- recommendation سفارش، توصيه، تعريف
- enjoinment سفارش، دستور، قدغن
- recommend سفارش کردن، توصيه کردن، شايسته دانستن
- letter of recommendation سفارش نامه، توصيه نامه
- purchase order سفارش خريد، دستور خريد
- factory order سفارش ساخت
- acknowledgement of order تصديق سفارش، تاييد سفارش
- conditional order سفارش مشروط
- modification order سفارش اصلاحي
- enjoin سفارش کردن به، امرکردن، دستوردادن
- enjoinder سفارش کردن به، امرکردن، دستوردادن
- trial order سفارش آزمايشي
- open indent سفارش خريد باز، سفارش خريدي که در آن، تعداد فروشندگان محدود نميباشد
- reorder level سطح سفارش مجدد، مقدار موجودي که حاکي، از نياز به سفارش ميباشد
- dispatch order سفارش حمل سريع
- re order سفارش دوم باره
- order processing time زمان انجام سفارش، مدت انجام سفارش
- reorder cost هزينه سفارش مجدد
- reorder دوباره سفارش دادن، دوباره دستور دادن، سفارش مجدد
- reorder interval زمان بين دو سفارش
- economic order quantity کميت سفارش اقتصادي، اقتصادي ترين مقدار، سفارش
- cash with order پول نقد همراه سفارش، پرداخت به موقع
- mail order سفارش کالايي با نامه
- computerised ordering systems سيستم سفارش کامپيوتري، خريد کامپيوتري