سفت شدگی معنی انگلیسی concretion واژههای انگلیسی با این معنی scleriasis سفت شدگي scleroma سفت شدگي بافتها scleroses سفت شدگي بافتها sclerosis سفت شدگي بافتها scloroderma تصلب جلد، سفت شدگي پوست concretion بستگي، انجماد، سفت شدگي gelation انجماد، بسته شدگي، سفت شدگي hepatization تبديل بجگر، جگرسازي، سفت شدگي بافته callosities پينه، کبره، کلفتي و سفت شدگي پوست callosity پينه، کبره، کلفتي و سفت شدگي پوست solidification تبديل به جامد يا دج، جامد سازي، انجماد sclerotic سفيده چشم، صلبيه، وابسته به صلبيه