سلب
معنی انگلیسی
abdication negation
واژههای انگلیسی با این معنی
- lapsible a سلب شدني، ساقط شدني، باطل شدني
- devest سلب کردن، گرفتن، محروم کردن از
- lapsible سلب شدني، ساقط شدني
- dispossess of liberty سلب حريت
- privative particles ادوات سلب، ادوات نفي
- disqualification سلب صلاحيت، عدم صلاحيت
- disaccredit سلب صلاحيت کردن، پس گرفتن
- agraphia سلب نيروي نوشتن
- privatively از راه سلب يانفي، بطور سالب، چنانکه نفي يا استثنا کند
- alexia سلب نيروي خواندن
- foreclosure سلب حق اقامه دعوي، پيش بندي، بازداشتن
- forclosure سلب حق اقامه دعوي، ممانعت.
- lapsable سلب شدني ساقط شدني، برگشتني، باطل شدني
- lapsefrom right سلب يا از دست رفتن حق
- attainture مصادره ي اموال و سلب حقوق مدني، ننگ، آبروريزي
- negation نفي، سلب، رد
- privative سالب، سلب کننده، نفي کننده
- incapacitation نا قابل سازي، سلب صلاحيت
- disqualified فاقدصلاحيت کردن، سلب صلاحيت کردن از، شايسته ندانستن
- disqualifies فاقدصلاحيت کردن، سلب صلاحيت کردن از، شايسته ندانستن
- disqualify فاقدصلاحيت کردن، سلب صلاحيت کردن از، شايسته ندانستن
- incapacitate ناقابل ساختن، سلب صلاحيت کردن از
- foreclose a mortgage حق از گرو درآوردن، فک رهن ملکي را از مالک آن سلب کردن
- foreclose بازداشتن، محروم کردن، سلب کردن