سوء
معنی انگلیسی
ill
واژههای انگلیسی با این معنی
- bad faith سوء نيت، قصد فريب
- evil intention سوء نيت
- misfeed سوء خورد، بد خوراندن.
- bad reputation سوء شهرت
- malfunction سوء عمل.
- mulnutrition سوء تغذيه، کمبود مواد غذائي در بدن
- undernourished سوء تغذيه، گرفتارسوء تغذيه .
- undernourishment سوء تغذيه، گرفتارسوء تغذيه .
- bad record سوء سابقه، پيشينه بد
- dystrophic سوء تغذيه
- dystrophy سوء تغذيه
- malocclusion با سوء نيت، داراي سوء نيت.
- maladministration سوء مديريت
- misusage سوء استعمال، بدکار بردن.، بدرفتاري
- implied malice سوء نيت فرضي، سوء نيتي است که به موجب نشانه هاي، موجود در قانون در صورت سرزدن اعمال خاص
- ill usage سوء استعمال.
- malice aforethought سوء نيت قبلي
- malnourished دچار سوء تغذيه، بد تغذيه شده .
- mala fide از روي سوء نيت
- criminal record سوء پيشينه جزائي
- abuse of rights سوء استفاده از حق
- take advantage سوء استفاده کردن از، استيفاء
- abuse of power سوء استفاده از قدرت
- drug abuse سوء استفاده از دارو