سپردن به معنی انگلیسی commend entrust واژههای انگلیسی با این معنی institutionalization نهادي کردن، نهادي شدن، به پناهگاه سپردن intrust سپردن، واگذار کردن، محول کردن entrust سپردن، واگذارکردن، محول کردن reposit وديعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن fluidize باد افشان ساختن، بباد سپردن، تبديل به مايع کردن.