سپید معنی انگلیسی frosty hoary white واژههای انگلیسی با این معنی abele سپيد دار، سفيد دار whitefly سپيد مگس leucoplast سپيد تنده leukapheresis سپيد گويچه برداري white سفيد، سپيد، ابيض whitethroat گردن سفيد، سپيد گردن، طوقي leukotriene لوکوترين، سپيد ريزه delftware سفال دلفت، سفالينه ي سپيد و آبي leucite (کان شناسي) لوسيت، (ماده ي کاني سپيد يا خاکستري) Parian وابسته به جزيره ايدردرياياژه که مرمريان، بناماست، وابسته به مرمر پاروس walleyed چشم مات، انواع مختلف اردک ماهي.، چپ