سکونت معنی انگلیسی occupancy residence واژههای انگلیسی با این معنی habitation سکونت، خانه گيري، زندگي habitancy سکونت، سکني، زندگي habitance سکونت، زندگي habitable قابل سکونت، قابل زندگي، سکني کردني inhabitable قابل سکونت، قابل زندگي، قابل سکني habitability قابليت سکونت، مسکونيت ultramontanism سکونت در ارتفاعات زياد، اعتقاد به تفوق مطلق پاپ. local option اختيار تعيين محل معيني (براي سکونت ياازدواج، وغيره)، اختيار تعيين چيزي درمحل. general quarters آسايشگاههاي عمومي، آماده باش عمومي دريايي، محلهاي سکونت عمومي