شاش معنی انگلیسی pee piss urine waste water واژههای انگلیسی با این معنی pissabed علف شاش خر، خبربر urogenous پيشاب زا، شاش آور، موجود در پيشاب anuresis فقدان قدرت دفع ادرار، شاش بند. piss شاشيدن، با شاش بيرون دادن، شاشي کردن urine پيشاب ادرار، زهرآب، شاش slipslop خوراک ابکي، ابگوشت پراب، اب زيپو