شاشیدن معنی انگلیسی evacuate piss urinate urination واژههای انگلیسی با این معنی piss شاشيدن، با شاش بيرون دادن، شاشي کردن pumpship شاشيدن tenesmus نياز مبرم به ريدن يا شاشيدن فوري، زور، زور آوري urinate ادرار کردن، شاشيدن، پيشاب کردن micturition (ميل به) ادرار زياد، ادرار، شاشيدن micturate ادرار کردن، دفع بول کردن، شاشيدن.