شرکتی معنی انگلیسی corporate واژههای انگلیسی با این معنی participatory شرکتي، مشارکتي casio نام شرکتي در ژاپن mcafee نام شرکتي در امريکا controlled company شرکتي که تحت کنترل شرکتي باشد stockist فرد يا شرکتي که کالاي خاصي را (جهت، فروس در موقع مناسب) انبار ميکند mutual fund شرکتي که بکار خريد سهام شرکتهاي ديگر، مبادرت کند. close corporation شرکتي با صاحبان سهام محدود که معمولا"، همين صاحبان سهام نيز مديريت و ساير امور، شرکت را بر عهده دارند public company شرکتي که سهام ان در دسترس عموم گذاشته، ميشود، شرکت عمومي proprietary company شرکتي که سهام ي ن در دسترس عموم گذارده، نشده است، شرکت خصوصي notify party فرد يا شرکتي که بايد به او اطلاع داده شود associated company شرکت وابسته، شرکتي که 50 درصد سرمايه، آن متعلق به ديگري است factoring agent عامل تنزيل، فرد يا شرکتي که اسناد تجاري، را تنزيل مينمايد joint درزه، بند گاه، بند