شستشو کردن معنی انگلیسی rinse واژههای انگلیسی با این معنی imbathe شستشو دادن، غسل، شستشو lave ريختن، کشيدن، شستن wash شستن، شستشو دادن، پاک کردن irrigation ابياري، شستشو، گندزدايي بوسيله شستشو absterge پاك كردن، تميز كردن، شستشو دادن (زخم) lixiviate جدا کردن، با شستشو، جدا کردن شستن