شفا معنی انگلیسی cure recovery واژههای انگلیسی با این معنی cure شفا، علاج، چاره healing شفا، بهبودي، علاج sanatory شفا بخش، صحت بخش، درمان کن medicate شفا دادن، مداوا کردن، دارو زدن come round شفا يافتن، بهوش امدن، بازگشتن وبحال اول رسيدن. vulnerary شفا دهنده زخم، مرهم صفت، داروي زخم infirmaries بيمارستان اموزشگاه يا کارخانه، شفا خانه، بيمارستان infirmary بيمارستان اموزشگاه يا کارخانه، شفا خانه، بيمارستان C.D.50. = Median curative dose، دوز درماني متوسط، مقدار متوسط داروي شفا بخش