شقاق معنی انگلیسی schism split واژههای انگلیسی با این معنی schismatize شقاق داشتن، جدا شدن از، تفرقه انداختن. quittor شقاق (دراسب) schismatic دربردارنده شقاق ياجدايي، مقرون به اختلاف وجدايي، جداشونده schismatical در بردارنده شقاق ياجدايي، مقرون به اختلاف وجدايي، جدا شونده schismatism جدايي، شقاق، انفصال schism جدايي، شقاق، انفصال fissure شکاف، چاک، شقاق