شلوغ کردن معنی انگلیسی overcrowd واژههای انگلیسی با این معنی bustle اين سووان سورفتن، هايهو، شلوغي huddle روي هم ريختن، روي هم انباشتن، درهم ريختن busy مشغول، دست بکار، پرکار